اسم اعظم(کلید اسرار حق)...جامع ترین وبلاگ در باب اسم الله الاعظم (نام مهین پروردگار) http://esmeazam.sub.ir
ارتباط با نویسنده و پاسخ به سوالات Razemastor@yahoo.com

آیات اسم اعظم

بسم الله الرحمن الرحیم

اللّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ ***الم اللّهُ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ وَأَنزَلَ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِیلَ مِن قَبْلُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَأَنزَلَ الْفُرْقَانَ إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ بِآیَاتِ اللّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَاللّهُ عَزِیزٌ ذُو انتِقَامٍ إِنَّ اللّهَ لاَ یَخْفَىَ عَلَیْهِ شَیْءٌ فِی الأَرْضِ وَلاَ فِی السَّمَاء هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُکُمْ فِی الأَرْحَامِ کَیْفَ یَشَاء لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ*** اللّهُ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ لاَ رَیْبَ فِیهِ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ حَدِیثًا*** فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُلْ حَسْبِیَ اللّهُ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ***اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْمَاء الْحُسْنَى***اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ***وَهُوَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْحَمْدُ فِی الْأُولَى وَالْآخِرَةِ وَلَهُ الْحُکْمُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ***اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ...هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ*** هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِکُونَ ***  هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاء الْحُسْنَى یُسَبِّحُ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ 

اَللهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ وَ بَارِکْ عَلى مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ کَاَفْضَلِ مَا صَلَّیْتَ و بَارَکتَ و تَرَحَّمْتَ عَلَى اِبْراهیمَ و آلَ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَجیدٌ و لَعْنَةُ اللهِ عَلَى اَعْدَاءِ آلِ مُحَمَّدٍ مِنَ الاَوَّلینَ وَالْآخِرینَ اَلْفِ مَرَّةَ

[ پنجشنبه ٤ خرداد ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ ] [ روزبه ] [ نظرات () ]

سالک گفت با من از اسم اعظم بگو.

گفت اسم اعظم حالتی را تمنا دارد که در ادراک عام نیست. اسم اعظم در وادی عمل است.

سالک گفت آیا اسم اعظم کلمه است؟

گفت کلمه ای است که از عمل بر آید نه آن کلمه که بر زبان طوطیان است.

سالک گفت آیا چیزیست آموختنی؟

گفت چیزیست که باید محرم باشی تا ببینی؟

سالک گفت دیدن کلمات؟

گفت این سیمین تنان در زیر حجاب را محرم که شدی میبینی. آن سیمین تن  خود مشهود و حجاب بر چشم توست.حجاب که نباشد، مدهوشت می کند.حرف از ذات اقدس نیست، که در آن وادی حرفی نیست، حرف از نام است.  نام آن است که بواسطه اش می نامیم، آن چه در حقیقت هست، نیست. کلمه را توان بیان نیست. بر گُرده ی عمل که بنشیند، بناگاه میدانی اش. چون از عمل برآمده، بی درنگ منجر به عمل می شود. خلق بکر می کند.

سالک گفت کلمه در این میان چه می کند؟

گفت آنچه را به عمل می بینی به حروف کلمات به نامی نام می نهی. وجد داری که اسم اعظم را یافتم!

سالک گفت چگونه نامی خواهم گفت؟

گفت به زبان می آیی و میگویی اش مرتبط با آن عمل که به آن مشغولی. مادام که مشغولی، با توست. از عمل که فارغ شوی، کلمه است. کلمه اش اما مطهر است. تو را به عمل می خواند. سرسری نیست، هرچند که مردمان از سیمین تنی در حجاب ساده بگذرند.

سالک گفت بر این اسم مرا اشارتی کن.

گفت پیشتر در بسم الله گفته ام .

سالک گفت بیشتر بگو که هزار بار خوانده ام.

گفت بسم الله حرف آخر است. روزی که به زبان خود به زبان آیی مدهوش می شوی که بسم الله چگونه در ابتدا آمده و تو ساده می گویی بسم الله و می گذری. مردمان نام را می خوانند و  عامل به عمل نمی گردند.

 

سالک اسم اعظم را می دانست. می پرسید که لذت می برد از وصف عیش!

[ سه‌شنبه ٢ خرداد ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ ] [ روزبه ] [ نظرات () ]

صلاة الأسم الأعظم
اللهم انى أسألک بأسمک الاعظم المکتوب من نور وجهک الأعلى المؤبد الدائم الباقى المخلد
فى قلب حبیبک ونبیک سیدنا محمد
واسألک بأسمک الآعظم الواحد بوحدة الأحد المتعالى

عن وحدة الکم والعدد
المقدس عن کل أحد وبحق  بسم الله الرحمن الرحیم قل هوالله أحدالله الصمد لم یلد ولم یولد ولم یکن له کفوا أحد
أن تصلى على سیدنا محمد سرحیاة الوجود والسبب الآعظم لکل موجود
صلاة تثبت فى قلبى الایمان وتحفظنى القرآن وتفهمنى منه الآیات
وتفتح لى بها نورالجنات ونورالنعیم ونورالنظر الى وجهک الکریم
وعلى آله وسلم فى کل لمحة ونفس عدد ماوسعه علم الله

[ یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ ] [ روزبه ] [ نظرات () ]

 شیخ کفعمى در کتاب بلد الامین از حضرت زین العابدین علیه السّلام دعایى نقل کرده و فرموده:این دعا را مقاتل بن سلیمان از آن حضرت روایت کرده و گفته:هرکه این دعا را صد مرتبه بخواند و دعایت اجابت نشود پس‏ مقاتل را لعنت کند.و آن دعا این است:


إِلَهِی کَیْفَ أَدْعُوکَ وَ أَنَا أَنَا وَ کَیْفَ أَقْطَعُ رَجَائِی مِنْکَ وَ أَنْتَ أَنْتَ إِلَهِی إِذَا لَمْ أَسْأَلْکَ فَتُعْطِیَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی أَسْأَلُهُ فَیُعْطِینِی إِلَهِی إِذَا لَمْ أَدْعُکَ [أَدْعُوکَ‏] فَتَسْتَجِیبَ لِی فَمَنْ ذَا الَّذِی أَدْعُوهُ فَیَسْتَجِیبُ لِی إِلَهِی إِذَا لَمْ أَتَضَرَّعْ إِلَیْکَ فَتَرْحَمَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی أَتَضَرَّعُ إِلَیْهِ فَیَرْحَمُنِی إِلَهِی فَکَمَا فَلَقْتَ الْبَحْرَ لِمُوسَى عَلَیْهِ السَّلامُ وَ نَجَّیْتَهُ أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَنْ تُنَجِّیَنِی مِمَّا أَنَا فِیهِ وَ تُفَرِّجَ عَنِّی فَرَجا عَاجِلا غَیْرَ آجِلٍ بِفَضْلِکَ وَ رَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ


خدایا چگونه تو را بخوانم و حال آنکه من منم،و چگونه امیدم را از تو قطع کنم‏ و حال آنکه تو تویى،خدایا!آنگاه که از تو نخواهم که به من عطا کنى پس کیست که از او درخواست عطا کنم؟ خدایا!آنگاه که تو را نخوانم تا مرا اجابت کنى،پس کیست که او را بخوانم تا اجابتم کند؟،خدایا!آنگاه که به‏ سوى تو زارى نکنم تا به من مهرآورى،پس کیست که به جانب او زارى کنم تا به من مهر آورد،خدایا!چنان‏که دریا را براى موسى)درود خدا بر او(شکافتى و نجاتش دادى،از تو درخواست مى‏کنم بر محمّد و خاندانش درود فرستى و از آنچه در آن‏ گرفتارم مرا رهایى بخشى،و بر من گشایش دهى گشایشى فورى نه دیر،به فضل و مهربانى‏ات،اى مهربان‏ترین مهربانان.

[ شنبه ٥ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ٩:٢٢ ‎ب.ظ ] [ روزبه ] [ نظرات () ]

از حضرت علی (ع) منقول است که فرمود: هر کس که صد آیه از هر

جای قرآن بخواند، بعد هفت مرتبه «یا الله» بگوید،

اگر بر صخره هم دعا کند، خداوند متعال آن را می شکافد.

***

از امام هادی (ع) روایت شده که فرمود: من در بسیاری از

اوقات خدا را با این دعا می خوانم، و از درگاه خداوند

خواسته ام که هر کس در کنار قبرم، این دعا را بخواند،

خداوند او را ناامید نکند، و آن دعا این است:
یا عدتی عند العدد، و یا رجائی و المعتمد،

و یا کهفی و السند، و یا واحد و یا واحد، و

یا «قل هو الله احد» اسئلک اللهم بحق من خلقته

من خلقک و لم تجعل فی خلقک مثلهم احدا،

صل علی جماعتهم، و افعل بی کذا و کذا (حاجت دعا کننده ذکر شود)
ای یاور من هنگام یاری ها، و ای امید

و اعتمادگاه من، و ای پناهنگاه و تکیه گاه استوار،

و ای یکتا و ای بی همتا، و ای «قل هو الله احد»

از درگاهت مسئلت دارم به حق آن مخلوقاتی

که هیچکس را در مقام مانند آنها نیافریدی،

بر جماعت آنها رحمت فرست. و فلان رحمت

و فلان رحمت و فلان نیازم را برآور

***

قرائت دعای سمات در آخر روز جمعه نزدیک

غروب برای قضای حوائج و خصوصا برای دفع

دشمنان بسیار مجرب است.

و استجابت دعا بعد از قرائت به مدت 40 روز از یقینیات است.

منبع:از کتاب الف ختم و ختم. علامه نصراللهی بروجردی

***

ذکری برای استجابت دعا

 

اللهم إنی أسئلک باسمک العظیم الأعظم الأجل الأکرم

المخزون المکنون النور الحق البرهان المبین

الذی هو نور مع نور و نور من نور و

نور فی نور و نور فی کل نور و نور

فوق کل نور و نور تضیئ به کل ظلمة ویکسر

به کل شدة وکل شیطان مرید وکل جبار عنید

لاتقر به أرض ولایقوم به سماء ویأمن به کل

خائف ویبطل به سحر کل ساحر وبغی کل

باغ وحسد کل حاسد ویتصد لعظمة البر والبحر

ویستقل به الفلک حین یتکلم به الملک فلایکون

للموج علیه سبیل وهو اسمک

الأعظم الأعظم الأجل الأجل النور الأکبر الذی

سمیت به نفسک واستویت به علی عرشک

وأتوجه إلیک بمحمد وأهل بیته وأسئل بک

وبهم أن تصلی علی محمد وآل محمد ومحمد أن

تفعل بی کذا و کذا ـ و بجای کذا و کذا حاجت بخواهد.

منبع:مفاتیح الجنان مرحوم عباس قمی
***


برای استجابت دعا قبل از اذان صبح یا بعد از 

 نمازنافله صبح (بعد از اذان) 180 مرتبه

ذکر "یا سمیع"

خوانده شود. تعداد  کبیر این ذکر

180 و تعداد وسیط آن 18 وتعداد

صغیر آن 9 می‌باشد .
***
اگر کسی اسم مبارک "یا سمیع" راروز

پنجشنبه بعد از نماز 500 بار بخواند هر دعا
و حاجتی که خواهد روا گردد. و اگر

قاری به این قیام کند مستجاب الدوةگردد. و هر

روز به طریق اوراد چهارصد و دو نوبت

بخواند "یا سَمیعُ یا بَصیر"هرگز به

هیچ چیز محتاج نشود و رسوا نگردد

و دعاهای او مستجاب شود

و صفای باطن او را حاصل گردد.
***
هر که در وقت دعا 70 بار

اسم مبارک"یابدیع" رابخواند دعای وی

مستجاب شود.
***
 
اگر کسی بعداز فراغ از نماز دستها را بردارد

و هفت نوبت این اسم  مبارک "یا وهاب"

رابخواند و حاجت بخواهد البته دعای او مستجاب است.
***
مداومت بر اسم مقدس

" سمیع الدعا ومجیب الدعا"

موجب

استجابت دعاست.
***
 
جهت رفع حاجات هر روز 350 مرتبه

ذکر "نعمالمولی و نعم النصیر" خوانده شود.
***
 
جهت رفع حوائج مهم (یک یا چند حاجت)، کمی بع

د از طلوع آفتاب
روز جمعه یا در صورت موفق نشدن، بعد از نماز

ظهر و عصر

روز جمعه، 1001مرتبه خواندن اسم مبارک

"المجیب" بسیارمجرب است.
***
 
هر کس 1001مرتبه اسم

مبارک "المجیب" بگویدو به درگاه خداوند عرض

حاجت نماید، مأیوس نگردد.
***
 
بعضی گفته اند هر کس در آخر هر

دعایی 26 مرتبه بگوید"یاسَریعُ یا مُجیبُ" دعایش

به اجابت می رسد.
***
هر که 110 بار اسم مبارک" المجیب" رابگوید

و حاجت خود را بخواهد حاجاتش برآورده شود و هر که

دایم مداومت کند ایمن ماند از نکبات دنیا. 

 ***

اگر مهمی داری دریک مجلس 90000 بار این اسم را

بخوان که دعای شما مستجاب خواهد شد.و اگر میسّر نشد

بایستیکه 19000 بار این اسم را بخواند.
***
 

هر که خواهد مستجاب الدّعوه شود هر روز 66 بار این

اسم را بگوید و در آخر این دعا

را بخواند: اِسْتَجِبْ دَعَواتی کُلّها یا ذَالجَلالِ وَ اْلاِکْرام

 همه دعاهای او مستجاب گردد.

***

هر که هر شب اسم مبارک "باقی" را100 بار بخواند

و شب جمعه 1000 بار بخواند خداوند دعای او را
مستجاب سازد
.

***

 به جهت استجابت دعا، آن را با "یاذالجلال والاکرام"

ختم نمایید. 

 *** 

 هرکه در سجده 21 مرتبه نام مقدس

"یا ذوالجلال و الاکرام" رابگوید

و حاجت بخواهد روا می‌شود.
***
به جهت برآورده شدن حوائج، مداومت

بر ذکر "یا ذالجلال و الاکرام" به تعداد

 حداقل 9 مرتبه در روز فراموش نشود.
***
 
هر که اسم مبارک "یا کَریم" راچندان بگوید

که در خواب رود ملائکه بر وی دعا کنند و دعای

ملائکه سریع الاجابت است.

***

 هر که هر روز 130 بار

"یا دَلیلَ الْمُتَحَیّرینَ وَ یا غِیاثَ الْمُستَغیثینَ اَغْثِنی"

بگویدو باز بر سر دعوت رود چون تمام کند دو رکعت

نماز حاجت بگذارد و طلب مراد کند خداوند حاجتش
را روا کند
.

[ شنبه ٥ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ٩:۱۳ ‎ب.ظ ] [ روزبه ] [ نظرات () ]

صاحب کتاب عیون الاخبار روایت کرده است:

روزی حضرت امیرالمومنین علیه السلام در راهی می گذشت، یک نفر یهودی که از یهودیان خیبر بود با آن حضرت همراه شد. در بین راه به دره ای که بر اثر سیل آب زیاد در آن جمع شده بود رسیدند، یهودی فورا پارچه ای را که نخی یا پشمی بود به خود پیچیده و روی آب به راه افتاد، مقداری که رفت علی علیه السلام را صدا زد و گفت: اگر آن چه من می دانم تو می دانستی از آب عبور می کردی همان طور که من عبور کردم.

امیر المومنین به او فرمودند: قدری توقف کن، سپس اشاره ای فرمود، فورا آب منجمد گردید و سفت شد و روی آب به راه افتاد.

یهودی که چنین دید خود را بر قدم های علی علیه السلام انداخت و عرض کرد: ای جوانمرد؛ چه چیزی گفتی که آب را به سنگ تبدیل کردی؟

امیرالمومنین علیه السلام فرمود: تو چه چیز گفتی که بر روی آب عبور کردی؟ عرض کرد:

انا دعوت الله باسمه العظم   من خدا را به اسم اعظم او خواندم.

امیرالمومنین علیه السلام فرمود اسم اعظم خدا چیست؟ عرض کرد اسم جانشین حضرت محمد صلی الله علیه و آله. امیر المومنین علیه السلام فرمود من جانشین حضرت محمدم. یهودی به حقانیت آن حضرت اعتراف کرد و اسلام آورد.


[ پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ ] [ روزبه ] [ نظرات () ]

عیدی وبلاگ اسم اعظم به تمام خدا جویان و پویندگان راه حق

سه کتاب ارزشمند و آموزنده

1. کیمیای محبت

لینک دانلود                    http://esmeazam.persiangig.com/khayat.pdf

2. نشان از بی نشانها

لینک دانلود       

                   http://esmeazam.persiangig.com/neshan%20az%20bi%20neshanha.pdf

3. سیروسلوک عرفانی   

لینک دانلود    

                                                                                                   http://esmeazam.persiangig.com/syre%20va%20soloke%20erfani.pdf 

[ چهارشنبه ٢ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۱:۱٧ ‎ب.ظ ] [ روزبه ] [ نظرات () ]

در قرآن دربیست هفت موضع لا اله الا هو است و گفته اند اسم اعظم خدا در این آیات است و قاری این ایات حتما دعایش مستجاب میشود خواص بسیار از برای این ایات ذکر نموده اند که در اینجا گنجایش ندارد هر کس خواهد تسخیر قلوب کند طوری که تمام خلایق مطیع وی گردند و صفای ظاهر و باطن پیدا کند و به مرتبه ای رسد که هر کس او را ببیند محب او شود و از علم باطنی خدای تعالی او را کرامت کند باید بعد از هر نماز یکبار بخواند. بشرطی که چون نماز تمام شد همچنان متوجه قبله باشد و با خضوع و خشوع خواند و از روی قران به صورت صحیح خواند . حضرت رسول ص فرمودند : هر که در عمر خود یکبار بخواند چنان است که تمام قران را یاد گرفته باشد و خوانده و آمرزیده شود هر چند گناهان بعدد ریگ بیابان باشد و باندازه قطره های باران باشد و باید باعتقاد درست خواند هر که آرزوی حفظ دارد روز پنجشنبه روزه بگیرد و این آیات بر کاسه چینی بنویسد و به اب باران یا اب چشمه بشوید و روزه را با ان آب افطار کند چنان شود که هرچه بشنود یاد گیرد و اگر کسی را سحر کرده باشند یا عقد السان از این آب خورد دفع گردد و اگر کسی این ایت ها بنویسدئ و با خود دارد از بلا های گوناگون ایمن شود و بر دشمنان منصور گردد و هر که او را ببیند دوست دارد و اگر کسی را که دردی دارد و علاج ندارد و دکتر ها ندانند روز جمعه پیش از صبح این آیات را به مشک و زعفران بر ظرف چینی نویسد و با گلاب بشوید و به ناشتا بخورد از ان مرض صحت یابد هر کس ورد کند و بعد از نماز بامداد یک بار بخواند از همه بلا ها ایمن بود و متصل خوشوقت و خوشحال باشد و بزرگان روزگار مطیع او شوند و خداوند تعالی هفتاد فرشته فرستد که ان روز را تا شب از وی محافظت کنند و جمله افات و بلا ها از وی دور گردند هر که را قرض بسیار بود و در کار خود فرو ماند و متحیر باشد این ایات را چهل و یک بار بعد از نماز جمعه به جهت گشایش بخواند به مراد و مقصود خود نایل شود و هر که بخواهد اکابر و سلاطین را مطیع خود کند و بخواهد حاکم جایی شود باید روز چهار شنبه و پنجشنبه و جمعه روزه بگیرد و هر روز غسل کند و این ایات را دراین ایام هزارو یک بار بخواند و در خلوت نشیند و بخور بسوزاند روز چهرم او را بود قلب سلیم و پادشاه مسخر و مطیع او گردد و بر قوم خود مسلط شود و هیچکس از سخن او تجاوز نکند و هر کس این این ایات را با مشک و زعفران و گلاب بر پوست گربه سیاه بنویسد و انرا تاج کند و بر سر گذارد از دید مردم مخفی باشد و کسی او را نبیند البته اگر به نیت سوء نباشد . و الله اعلم

[ چهارشنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۱:٤٧ ‎ب.ظ ] [ روزبه ] [ نظرات () ]

مساله دیدار حضرت مهدی(عج) از مسائل مهمی است که در طول قرنهای متمادی قلوب شیعیان مشتاق را به خود مشغول داشته و آنان که عاشق وصال حضرت بوده اند در این انتظار سوخته اند و ساخته اند، از این میان، شایستگان به مقام دیدار نائل آمده اند و از فیض محضر حضرت ولی عصر(عج) بهره مند گردیده اند و چه زیبا به آرزوی خود رسیده اند.

خوشبختانه برای راهیابی و درک محضر امام عصر(عج) از ناحیه معصومین (علیهم السلام) و راه یافتگان به وصال آن حضرت سفارشهایی شده که مشتاقان را به مقصود نزدیکتر می سازد و راهنمای آنان برای تشرف به محضر قدسی حضرت مهدی(عج) می گردد.

حضرت مهدی(عج) در نامه ای که خطاب به شیخ مفید مرقوم نموده، فرموده است:

و اگر خدا شیعیان ما را برای طاعت خود موفق بدارد، در اینکه دلهاشان با هم باشد و به عهد خود وفا کنند، برکت به لقاء ما از آنها تاخیر نیفتد و سعادت مشاهده ما به آنها به زودی خواهد رسید. - که این لقاء و دیدار ما - به سبب حقیقت معرفت و صدقی است که با ما دارند. پس ما را از آنها دور نمی دارد مگر آنچه که از آنها صادر می شود که ما از آن کراهت داریم و برای آنها اختیار نمی کنیم. (1)

و شیخ کلینی در کافی از حضرت امام محمد باقر(ع) روایت کرده که هر کس بخواند مسبحات، یعنی سوره حدید، حشر، صف، جمعه، تغابن و اعلی را پیش از خواب، نمیرد تا درک نماید حضرت قائم(ع) را و اگر مرد در جوار حضرت پیغمبر(ع) خواهد بود. (2)

و امام صادق(ع) فرمود: هر کس سوره بنی اسرائیل را در هر شب جمعه بخواند نمی میرد تا حضرت قائم(عج) را درک کند و از اصحاب و یارانش باشد. (3)

و امام باقر(ع) فرمود:«کسی که مسبحات را بخواند، از دنیا نمی رود تا حضرت مهدی(عج) را درک کند و اگر جلوتر از دنیا برود، در جهان دیگر در همسایگی رسول خدا(ص) خواهد بود.» (4)

شیخ رجبعلی خیاط مردی از پاکان روزگار بوده که درجات عالی سلوک را پشت سر نهاده و به مراتب عالی معرفت رسیده بود، برای این مرد بزرگ حکایات و کراماتی نقل شده که در کتاب ارزشمند «تندیس اخلاص » تالیف حجة الاسلام و المسلمین محمد محمدی ری شهری مذکور است. به علاوه دستورالعملهای اخلاقی و سفارشهایی از شیخ رسیده است که حکایت یکی از آنها چنین است:

جناب شیخ در برابر درخواستهای مکرر یارانش برای تشرف به محضر مقدس حضرت ولی عصر(عج) سفارشهای خاصی فرموده است که از جمله می توان به مورد زیر اشاره کرد:

شبی یکصد بار آیه کریمه «رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق واجعل لی من لدنک سلطانا نصیرا» (5) قرائت شود. (تا چهل شب)

یکی از کسانی که این سفارش شیخ را دریافت کرده و بر آن مداومت کرده است، پس از چهل روز نزد شیخ می آید و می گوید موفق به زیارت حضرت نشده است. شیخ می فرماید: هنگامی که در مسجد نماز می خواندید، آقای سیدی به شما فرمودند: «انگشتر در دست چپ کراهت دارد» و شما گفتید: «کل مکروه جائز» هم ایشان امام زمان(ع) بودند.

حکایت دیگری نقل شده است که دو فرد مغازه دار عهده دار زندگی خانواده سیدی می شوند. یکی از آن دو برای تشرف به محضر امام زمان(ع) ذکر سفارش شده مرحوم شیخ را شروع می کند. پیش از شب چهلم، یکی از فرزندان خانواده سید نزد او می آید و یک قالب صابون می خواهد. مغازه دار می گوید: مادرت هم فقط ما را شناخته، می توانی از دیگری صابون بگیری!

شب که خوابیده است، متوجه می شود از داخل حیاط او را صدا می کنند، بیرون می آید و کسی را نمی بیند. پس از آن که سه بار صدا را می شنود که با نام او را صدا می زنند، در حیاط را می گشاید، در کوچه سیدی را می بیند که روی خود را پوشانده است و می گوید: «ما می توانیم بچه هایمان را اداره کنیم، ولی می خواهیم شما به جایی برسید.» (6)

نقل شده که سید ابوالحسن حافظیان یکی از مفاخر سرزمین خراسان به نقل از مرحوم شیخ حسنعلی اصفهانی (نخودکی) متوفی 17 شعبان 1361ه .ق و او هم به نقل از شیخ حسن اصفهانی داستانی به شرح زیر نقل می کند:

من با قدرت زیادی برای توفیق تشرف به پیشگاه حضرت بقیة الله (ارواحنا فداه) تلاش کردم و در این راه از هر ذکر و دعا و توسلی که بلد بودم فرو نگذاشتم ولی توفیق حاصل نشد. شبی در عالم رؤیا به من گفته شد: شما در این راه موفق نخواهید شد زیرا فلان صفت در شما هست تا این صفت را داشته باشید لیاقت دیدار کعبه مقصود را نخواهید داشت.

چون بیدار شدم توبه و انابه کردم و برای اصلاح خویشتن هر روز چند ساعت در حجره را می بستم و مشغول تلاوت قرآن می شدم، بعدها به نظرم رسید که این مدت را در خارج شهر و در فضای آزاد و در محضر قرآن باشم و لذا مدتی طولانی همه روزه به صحرا می رفتم و ساعتها در محضر قرآن بودم و تلاش می کردم که قرآن را با تدبیر و تعقل تلاوت کنم و اعمال و عقاید خود را با آن تطبیق نمایم. روزی مشغول تلاوت قرآن بودم صدایی شنیدم که به من گفت: «تا چهل روز هر روز مسبحات را بخوان و شبهای جمعه سوره مبارکه اسراء را بخوان، بعد از چهل روز من می آیم و تو را به محضر شریف حضرت بقیة الله (ارواحنا فداه) می برم ».

(مسبحات عبارتند از سوره هایی که با «سبح »، «یسبح »، «سبحان » آغاز می شوند.)

شیخ حسن اصفهانی می گوید: تا چهل روز هر روز مسبحات را خواندم و شبهای جمعه سوره اسراء را خواندم. روز چهلم آن هر کس بخواند مسبحات، یعنی سوره حدید، حشر، صف، جمعه، تغابن و اعلی را پیش از خواب، نمیرد تا درک نماید حضرت قائم(ع) راشخص آمد و گفت: بیا، مقداری راه رفتم، به دره ای رسیدم، در سرازیری دره به من گفت: من راهنما بودم، من می روم. هنگامی که تو به آخر دره رسیدی وجود مقدس حضرت کعبه مقصود را بر فراز تپه خواهی دید. چیزی نگذشت که وجود مقدس حضرت بقیة الله (ارواحنا فداه) را در هاله ای از نور بر فراز تپه دیدم.

فرمودند: اگر بخواهی یکبار دیگر مرا ببینی وعده من و شما در حرم مطهر جد بزرگوارم علی بن موسی الرضا(ع). این را فرمود و از چشمم غایب شد، مدتها گریستم و مهیای سفر شدم. در مدت چهل روز، خود را به مشهد مقدس رسانیدم، غسل کردم و وارد حرم شدم کعبه مقصودم را باز در بالای سر امام رضا(ع) دیدار کردم. فرمود: وعده من و شما در حرم مطهر جد بزرگوارم حضرت حسین(ع) این را فرمود و از چشمم غایب شد. ده روز در مشهد اقامت نمودم و سپس راهی عتبات عالیات شدم. دو ماه در راه بودم و بعد از دو ماه به سرزمین مقدس کربلا رسیدم. غسل کردم، وارد حائر حسینی شدم، خورشید امامت را در حرم امام حسین(ع) زیارت کردم و خود را بر قدمهای مبارکش انداختم.

فرمود: شیخ حسن حاجتت چیست؟

گفتم: آقا آنچه من فقط از شما می خواهم این است که هر کجا باشم بتوانم شما را زیارت کنم. فرمود: هر وقت خواستی مرا زیارت کنی آیات آخر سوره مبارکه حشر (لو انزلنا هذا القرآن ... الی آخر) را با دعای عهد بخوان.

پی نوشتها:

1- دیدار با ابرار، شیخ مفید، احمد لقمانی، ص 35، سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، 1374ش.

2- اصول کافی، ج 2، ص 593، دارالاضواء.

3- فضایل و آثار قرائت سوره ها، ص 38.

4- همان، ص 74.

5- سوره اسراء، آیه 80.

6- تندیس اخلاص، محمد محمدی ری شهری، مؤسسه فرهنگی دارالحدیث،1376ش، ص 84.

[ جمعه ۱٩ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ٩:٠٧ ‎ب.ظ ] [ روزبه ] [ نظرات () ]

سید ابن طاووس در کتاب شریف و با برکت و عالی قدر جهان اسلام مهج الدعوات می فرماید :

ابن عبّاس رضى اللَّه عنه روایت مى‏کند که بر رسول خدا صلّى الله علیه و آله داخل شدم دیدم که حضرت خندان و بسیار خوشحال هستند. عرض کردم: چه خبر است فداى شما باد پدر و مادرم اى رسول خدا؟ پس فرمودند: یا ابن عبّاس جبرئیل نزد من آمد در حالى که به دست او صحیفه‏اى بود که در آن دعائى از جهت کرامت من و از براى امّت من نوشته شده بود. پس جبرئیل گفت که: یا محمّد این را بگیر و بخوان آنچه را که در اوست و آن را تعظیم نماى. پس بدرستى که این گنجى از گنجهاى آخرت است و این دعائى است که خداى تعالى به تو و به امّت تو اکرام نموده است. پس گفتم: یا جبرئیل آن کدام است؟ پس جبرئیل که رحمت خدا بر او و بر همه فرشتگان مقرّب باد گفت که آن سبحان اللَّه العظیم بحمده است. ابن طاوس گوید که: مقدّم مى‏دارم اوّلا ذکر ثواب این دعا را تا سبحان اللَّه العظیم» پس مى‏گویم که: حضرت رسول صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند: [اى جبرئیل‏] و چه چیز است ثواب کسى که این دعا را بخواند؟ پس جبرئیل گفت: یا محمّد مرا از ثوابى سؤال نموده‏اى که آن را نمى‏داند مگر خداى تعالى، اگر همه دریاها مرکب و درختها قلم و فرشتگان آسمانها نویسنده بگردند و ثواب این را به قدر هزار برابر مدّت بقاء دنیا بنویسند، هر آینه مرکّب برطرف مى‏شود و قلمها شکسته مى‏شود و به یکدهم از ثواب آن نمى‏رسند. اى محمد قسم به حقّ کسى که ترا به راستى به پیغمبرى فرستاده است که نیست مردى و نه زنى که این دعا را بخواند مگر آن که خداى تعالى از براى او ثواب چهار تن از فرشتگان و چهار پیغمبر را بنویسد.امّا پیغمبران پس اوّلا ثواب تو را اى محمّد و ثواب عیسى و ثواب موسى و ثواب ابراهیم علیهم السّلام را و امّا فرشتگان پس اوّلا ثواب مرا و ثواب اسرافیل و ثواب میکائیل و ثواب عزرائیل را. اى محمّد هر مردى یا زنى که این دعا را در مدّت عمر خود بیست مرتبه بخواند پس به درستى که خداى تعالى او را به آتش جهنم عذاب نمى‏کند و هر چند از گناهان او باشد مثل کف دریاها و قطره‏هاى باران و عدد ستاره‏ها و وزن عرش و کرسى و لوح و قلم و ریگ و موى و کرک و آفریده‏هاى بهشت و دوزخ که خداى تعالى آن گناهان را مى‏آمرزد و از براى او به عوض هر گناهى هزار حسنه مى‏نویسد. اى محمّد و اگر آن شخص را همّى یا غمّى یا آزارى یا بیمارى یا علّتى یا تشنگى یا ترسى باشد و این دعا را سه مرتبه بخواند، خداى تعالى حاجت او را بر مى‏آورد و شخصى که از شیر یا از گرگ بترسد یا داخل شدن بر پادشاه ظالمى را اراده داشته باشد و این دعا را بخواند، پس خداى تبارک و تعالى از او هر بدى و مکروهى و آفتى را به حول و قوّت خود منع مى‏کند، کسى که این دعا را یک مرتبه در جنگ بخواند خداى تعالى او را قوّت هفتاد کس از جماعت حرب‏کنندگان را قوّت مى‏دهد و کسى که این دعا را بر درد سر یا درد شقیقه یا درد شکم یا بر آزار چشم یا بر گزیدن مارى یا عقربى بخواند خداى تعالى همه آنها را برطرف مى‏کند. اى محمّد کسى که به این دعا اعتقاد نیاورد پس او از من برى است و کسى که آن را انکار نماید، پس به درستى که از او برکت و خیر برطرف مى‏شود. پس پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند که: اى جبرئیل از چه این دعا بر همه دعاها تفضیل داده شده است؟ جبرئیل عرض کرد: از جهت آن که اسم اعظم خداى تعالى در آن است و کسى که این دعا را بخواند قوّت حافظه و شعور و علم و عمر و صحّت بدن او چندین برابر زیاده مى‏گردد و خداى تعالى از او هفتاد آفت از آفات دنیا و هفتصد آفت از آفتهاى آخرت را دفع مى‏نماید.ذکر ثواب و شرح دعاء سابق تمام شد اکنون در ذکر ثواب و شرح دعاى ثانى شروع مى‏نمایم بخش دوم اجر دعا از حضرت امیر المؤمنین على بن ابى طالب صلوات اللَّه و سلامه علیه از حضرت پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم روایت شده است آن که فرمودند که: جبرئیل علیه السّلام نازل شد در حالى که و در عقب مقام ابراهیم نماز مى‏کردم. پس چون از نماز فارغ شدم از خداى تعالى براى امّت خود طلب آمرزش نمودم. پس جبرئیل علیه السّلام گفت: اى محمّد ترا حریص بر امّت‏خود مى‏بینم و حال آن که خداى تعالى به بندگان خود رحیم است. پس آن حضرت صلّى اللَّه علیه و آله به حضرت جبرئیل علیه السّلام فرمودند که: اى برادر من تو دوست بر من و بر امّت من هستى، مرا دعائى تعلیم نماى که بعد از من به سبب آن دعا امتم مرا یاد کنند. پس جبرئیل علیه السّلام گفت: اى محمّد وصیّت مى‏کنم ترا آن که امّت خود را امر نمائى که سه روز ایّام البیض را روزه گیرند که سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماهى است، و وصیّت مى‏کنم ترا آن که امّت خود را امر نمائى که در این سه روز این دعاى شریف را بخوانند. پس به درستى که عرش را حمله آن به برکت این دعا برداشتند و من به زمین نازل می ‏شوم و به آسمان بالا مى‏روم به برکت این دعا و این دعا بر درهاى بهشت و بر حجره‏ها و کنگره‏ها و بر منزلهاى آن نوشته شده است و به برکت این دعا درهاى بهشت گشوده می شود و به سبب این خلایق در روز قیامت به امر خدا محشور مى‏شوند و کسى که از امّت تو این دعا را بخواند، خداى تعالى عذاب قبر را از او برطرف مى‏کند و او را از فزع اکبر و از آفتهاى دنیا و آخرت نگاه مى‏دارد، و کسى که آن را بخواند خداى تعالى او را از عذاب آتش نجات مى‏دهد، پس بعد از آن پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله جبرئیل را از ثواب این دعا سؤال نمودند. پس جبرئیل علیه السّلام عرض کرد: یا محمّد هر آینه به تحقیق که مرا از چیزى سؤال نموده‏اى که بر وصف آن قادر نیستم و اندازه او را به غیر از خدا نمى‏داند؛ اى محمّد اگر درختهاى دنیا قلم و دریاها مرکّب و همه خلایق نویسنده بگردند بر نوشتن ثواب قارى این دعا قدرت ندارند و بنده‏اى این دعا را نمى‏خواند و حال آن که اراده نموده باشد آزادى را مگر آن که خداى تعالى او را آزاد مى‏گرداند و او را از قید بندگى خلاص می‏کند و این را مغمومى نمى‏خواند مگر آن که خداى تعالى غم و اندوه او را برطرف نماید و نمى‏خواند به این دعا خداى را طلب‏کننده حاجتى مگر آن که خداى عزّ و جلّ حاجت او را در دنیا و آخرت ان شاء اللَّه برآورد و او را از مرگ ناگهانى و هول قبر و فقر در دنیا نگاه مى‏دارد و خداى تبارک و تعالى به او اذن در شفاعت را در قیامت عطا مى‏نماید در حالى که روى او خندان باشد و خداى تعالى او را به برکت این دعا در دار السّلام داخل مى‏کند و او را در غرفه‏هاى بهشت ساکن مى‏گرداند و او را از حله‏ هاى جنّت مى‏پوشاند که کهنه نمى‏شوند و کسى که روزه گیرد و این دعا را بخواند خداى عزّ و جلّ مى‏نویسد از براى او مثل ثواب جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل و ابراهیم خلیل و موسى کلیم و عیسى و محمّد صلوات اللَّه علیهم اجمعین. پس پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند که: هر آینه به تحقیق که تعجّب نمودم از بسیارى آنچه جبرئیل از ثواب از براى خواننده این دعا ذکر نمود. بعد از آن جبرئیل عرض کرد: اى محمّد احدى از امّت تو نیست که این دعا را در مدّت عمر خود یک مرتبه بخواند مگر آن که خداى تعالى او را روز قیامت محشور مى‏کند و حال آن که روى او چون ماه شب بدر مى‏درخشد. پس مردمان پرسند که این کیست؟ آیا این شخص پیغمبر است؟ پس ملائکه گویند که: پیغمبر و نه فرشته نیست بلکه او بنده‏اى از بندگان خدا است از فرزندان آدم که در مدّت عمر خود یک مرتبه این دعا را خوانده است و خداى عزّ و جلّ به او این کرامت را بخشیده است.پس جبرئیل به پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله عرض کرد: اى محمّد کسى که پنج مرتبه این دعا را بخواند در روز قیامت محشور خواهد شد و حال آن که من بر قبر او ایستاده باشم و براقى از بهشت با من خواهد بود و ایستاده خواهم بود تا وقتى که آن شخص بر براق سوار شود و از آن پائین نمى‏آید مگر در دار النعیم دائمى و از براى او حسابى نخواهد بود و در بهشت همسایه ابراهیم علیه السّلام و در جوار محمّد صلّى اللَّه علیه و آله خواهد بود و من از براى خواننده این دعا از مرد و زن ضامنم آن که خداى تعالى او را عذاب ننماید و هر چند گناهان او بیشتر از کف دریاها و قطره‏هاى باران و برگ درختان و عدد مردمان از اهل بهشت و دوزخ باشد و آن که خداى عزّ و جلّ امر نماید از براى آن شخص ثواب یک حجّ و یک عمره مقبول بنویسند.اى محمّد کسى که را در وقت خواب پنج مرتبه این دعا را با وضو قرائت نماید پس به درستى که ترا در خواب مى‏بیند و تو او را به بهشت بشارت خواهى داد و کسى که گرسنه یا تشنه باشد و چیزى را نیابد که بخورد و نه آنچه را که بیاشامد یا آن که بیمار باشد و این دعا را بخواند پس به درستى که خداى به برکت این دعا از او برطرف مى‏نماید آنچه را که در اوست و او را چیزى مى‏دهد که بخورد و بیاشامد و از براى او مطالب دنیا و آخرت او را برمى‏آورد و کسى که از او چیزى دزدیده شود یا از او غلامى بگریزد پس برخیزد و وضو سازد و دو رکعت یا چهار رکعت نماز گذارد و در هر رکعت سوره حمد یک بار و سوره اخلاص دو مرتبه بخواند، پس بعد از سلام این دعا را بخواند و آن صحیفه را که این دعا در آن نوشته شده باشد پیش روى خود یا در زیر سر خود بگذارد، پس بدرستى که خداى تعالى مشرق و مغرب را جمع مى‏کند و آن غلام گریخته را به برکت این دعا بر مى‏گرداند ان شاء اللَّه تعالى و اگر از دشمنى بترسد پس این دعا را بر خود بخواند خداى تعالى او را در پناهى محکم مى‏گرداند و دشمن بر او قدرت نمى‏یابد و بنده‏اى نیست که این را بخواند و بر او قرضى باشد مگر آن که خداى تعالى قرض او را ادا نماید و از براى او شخصى را میسّر گرداند که قرض او را ادا نماید ان شاء اللَّه و کسى که این دعا را بر بیمارى بخواند خداى تعالى آن بیمار را به برکت این دعا شفا مى‏دهد. پس اگر بنده مؤمنى که به خداى عزّ و جلّ اخلاص داشته باشد، این را بر کوهى بخواند هر آینه آن کوه به اذن خدا حرکت مى‏کند و کسى که به نیّتى خالص این را بر آب بخواند هر آینه آن آب یخ مى‏زند و تعجّب مکن از این فضیلتهائى که در شأن این دعا ذکر شد، پس به درستى که در این دعا اسم اعظم خداى تعالى است و بدرستى که هر گاه این دعا را قارى بخواند و آن را ملائکه و جنّ و انس بشنوند پس از براى خواننده آن دعا مى‏کنند و خداى تعالى دعاى ایشان را مستجاب مى‏گرداند و همه اینها که مذکور شد به برکت خداى تعالى و به برکت این دعاست و به درستى شخصى که به خدا و رسول او و به این دعا ایمان آورده باشد، باید که چیزى را به خاطر نگذراند و در دل خود به سبب آنچه در شأن این دعا ذکر نموده شد، شکى نیندازد، به درستى که خداى تعالى کسى را که می‏خواهد بدون اندازه‏اى روزى مى‏گرداند و کسى که این دعا را بخواند و یاد گیرد و بنویسد پس باید که به این بر احدى از مسلمانان بخل نورزد. و حضرت رسول صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند که: من این دعا را در جنگى نخواندم مگر آن که من در آن جنگ به برکت این دعا بر دشمنان خود ظفر یافتم و آن حضرت صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند که: شخصى که این دعا را بخواند به او نور اولیاء در روى او عطا کرده مى‏شود و از براى او هر امر دشوارى آسان مى‏گردند و براى او هر امر آسانى میسّر مى‏شود. پس بدرستى شخصى که حقّ و حرمت این را بشناسد، خداى تعالى او را از هر سختى نگاه می‏دارد [و اگر قرض دارى آن را بخواند، خداوند قرض او را ادا نماید] و براى او همه امرها را آسان مى‏گرداند و او را از هر مکروهى نگاه مى‏دارد و از او هر بدى را برطرف می‏نماید و او را از هر بیمارى و علتى نجات می‏دهد و همّ و غمّ را از او زایل مى‏گرداند. پس این دعا را یاد بگیرید و یاد بدهید پس بدرستى که در این دعا خیر بسیار است

و نام آن را الصحیفه نامیدند چون در داخل صحیفه ای به خدمت پیامبر اکرم نازل شد.

این هم معنی دعای الصحیفه :

تسبیح می ‏کنم تسبیح خدایى که بزرگ است و متلبّسم به حمد او منزه است خدا تعجب می ‏کنم از خدائى که چه چیز او را مالک گردانیده [و تعجب مى‏کنم از پادشاهى که چه چیز توانا نموده است او را] و منزه است او و تعجب است از بسیار قادرى که او را چیز بزرگ کرده او را و منزه است خدا و تعجب مى‏کنم از بزرگى که چه چیز او را جلیل نموده و منزه است او و تعجب است از بزرگى که چه چیز او را شریف نموده و منزه است خدا و تعجب است از شریفى که او را چه چیز مهربان نموده و تعجب است از مهربانى که چه چیز او را عزیز نموده و تعجب می ‏کنم از عزیزى که چه چیز او را بزرگ نموده و تعجب مى‏نمایم از بزرگى که چه چیز او را همیشگى نموده و تعجب است از دائمى که چه چیز او را بلند نموده و تعجّب است از بلند مرتبه‏اى که چه چیز او را رفعت داده و تعجب می ‏نمایم از رفیعى که چه چیز او را حسن داده و تعجب است از نیکوئى که چه چیز او را نورانى گردانیده و تعجب است از روشنى که چه چیز او را ظاهر کرده است و تعجب است از ظاهرى که چه چیز او را پنهان نموده و تعجب از پنهانى که چه چیز او را دانا نموده و تعجب است از دانائى که چه چیز او را خبردار گردانید و تعجب است از خبردارى که چه چیز او را کریم نموده و تعجب است از بخشنده‏اى که چه چیز او را مهربان نموده و تعجب است از مهربانى که چه چیز او را بینا گردانیده است و تعجب است از بینائى که چه چیز او را شنوا نموده است و تعجب است از شنوائى که چه چیز او را نگاهدارنده گردانیده و تعجب است از نگاهدارنده‏اى که چه چیز او را توانگر گردانیده و تعجب است از توانگرى که چه چیز او را صاحب عطا نموده و تعجب است از دهنده‏اى که چه چیز او را بى‏نیاز گردانیده و تعجب است از بى‏نیازى که چه چیز او را صاحب بخشش نموده و تعجب است از بخشنده‏اى که چه چیز او را وسعت داده و تعجب است از رزق دهنده‏اى که چه چیز او را صاحب بخشش نموده و تعجب است از صاحب بخششى که چه چیز او را صاحب احسان نموده و تعجب است از صاحب عطیه‏اى که چه چیز او را منعم گردانیده و تعجب است از نعمت دهنده‏اى که چه چیز او را ستوده گردانیده و تعجب است از ستوده‏اى که چه چیز او را رحیم گردانیده و تعجب است از رحم‏کننده‏اى که چه چیز او را سخت گردانیده و تعجب است از سخت‏گیرى که چه چیز او را قوّت داده و تعجب است از صاحب قوّتى که چه چیز او را حلیم نموده [او را حکیم گردانیده‏] و تعجب است از حلم‏کننده‏اى [حکیمى‏] که چه چیز او را صاحب قهر نموده و تعجب است از صاحب قهرى که او را چه بر پاى داشته و تعجب است از بخود برپائى که [چه چیز او را حمد کرده و تعجب است از حمد شده‏اى‏] که چه چیز او را همیشگى نموده و تعجب است از همیشه‏اى [که او را چه باقى داشته و تعجب است از باقی ‏اى‏] که چه چیز او را بیهمتا نموده و تعجب است از بی‏همتائى که چه چیز او را یکتا نموده و تعجب است از یکتائى که چه چیز او را مقصود و بى‏نیاز گردانیده و تعجب است از بى‏نیازى که چه چیز او را صاحب ملک نموده و تعجب است از مالکى که چه چیز او را صاحب اختیار نموده و تعجب است از صاحب اختیارى که چه چیز او را بزرگ نموده و تعجب است از بزرگى که چه چیز او را کامل و تمام نموده و تعجب است از کاملى که چه چیز او را تمام نموده و تعجب است از تمامى که چه چیز او را نیکو گردانیده و تعجب است از نیکوئى که چه چیز او را صاحب فخر نموده و تعجب است از فخرکننده‏اى که چه چیز او را «1» دور ساخته و تعجب است از دورى که چه چیز او را نزدیک ساخته و تعجب است از نزدیکى که چه چیز او را غالب و قوى گردانیده و تعجب است از غلبه‏کننده‏اى که چه چیز او را مسلّط نموده و تعجب است از مسلّطى که چه چیز او را عفوکننده نموده و تعجب است از عفوکننده‏اى که چه چیز او را احسان‏کننده کرده و تعجب است از احسان‏کننده‏اى که چه چیز او را نیکوکار نموده و تعجب است از نیکوکارى که چه چیز او را قبول توبه‏کننده نموده و تعجب است از قبول توبه‏کننده‏اى که چه چیز او را جزا دهنده نموده و تعجب است از جزا دهنده‏اى که چه چیز او را صاحب مغفرت نموده و تعجب است از آمرزنده‏اى که چه چیزى او را بزرگ نموده است و تعجب است از بزرگى که چه چیز او را صاحب جبروت نموده و تعجب است از صاحب جبروتى که چه چیز او را جزا دهنده نموده و تعجب است از جزا دهنده‏اى که چه چیز او را حاکم گردانیده و تعجب است از حکم‏کننده‏اى که چه چیز حکم او را ممضى نموده و تعجب است از حاکمى که چه چیز جارى نموده امر او را و تعجب است از جارى در حکمى که چه صفت صاحب رحم نموده او را و تعجب است از رحم‏کننده‏اى که چه صفت خلق‏کننده گردانیده او را و تعجّب است از خلق‏کننده‏اى که چه چیز او را صاحب غلبه نموده تعجب است از غلبه نماینده‏اى که چه امر او را صاحب مملکت نموده و تعجب است از صاحب مملکتى که چه صفت او را صاحب قدرت نموده و تعجب است از توانائى که چه چیز او را بلند مرتبه نموده و تعجب است از بلند مرتبه‏اى که چه صفت او را شریف گردانیده و تعجب است از صاحب شرفى که چه امر او را رزق دهنده گردانیده و تعجب است از روزى دهنده‏اى که چه چیز او را نگاه دارنده رزق او را و تعجب است از نگاه دارنده رزقى که چه چیز او را روزى بخشنده نموده و تعجب است از روزى گستراننده‏اى که چه چیز راهنما گردانیده او را و تعجب است از راهنمائى که چه چیز او را راستگوى نموده و تعجب است از راستگوئى که چه چیز او را ظاهر گرانیده و تعجب است از ظاهرى که چه چیز منزّه از عیبها نموده او را و تعجب است از منزّهى که چه چیز او را پاکیزه [ظاهر] نموده و تعجب است از پاکیزه‏اى [آشکارى‏] که چه چیز او را پاک نموده و تعجب است از پاکى که چه چیز باقى داشته او را و تعجب است از باقى‏اى که چه چیز او را اعاده‏کننده نموده و تعجب است از اعاده‏کننده‏اى که چه چیز او را خلق‏کننده نموده و تعجب است از خلق‏کننده‏اى [که چه چیز او را نگاهدارنده نموده و تعجب است از نگاهدارنده‏اى که چه چیز او را یارى کرده و تعجب است از یارى‏کننده‏اى‏] که چه چیز او را صاحب بخشش کرده و تعجب است از بسیار بخشنده‏اى که چه چیز او را توبه قبول‏کننده نموده و تعجب است از توبه قبول‏کننده‏اى که چه چیز او را صاحب کرم نموده و تعجب است از صاحب کرمى که چه چیز او را یارى‏کننده [بینا] نموده و تعجب است از یارى‏کننده‏اى [بینائى‏] که چه چیز او را سالم گردانیده و تعجب است از سالمى که چه چیز او را شفا دهنده نموده و تعجب است از شفا دهنده‏اى که چه چیز او را خلاص‏کننده نموده و تعجب است از نجات دهنده‏اى که چه چیز نیکوکار نموده او را و تعجب است از نیکوکارى که چه چیز او را طلب‏کننده نموده و تعجب است از طلب‏کننده‏اى که چه چیز او را صاحب ادراک نموده و تعجب است از ادراک‏کننده‏اى که چه چیز او را قوى گردانیده و تعجب است از صاحب قوّتى که چه چیز او را مهربان کرده و تعجب است از مهربانى که چه چیز عادل نموده و تعجب است از عادلى که چه چیز امر او را محکم نموده و تعجب است از محکم‏کننده‏اى که چه چیز او را داناى با تدبیر نموده و تعجب است از حکیمى که چه چیز او را کفیل و ضامن گردانیده و تعجب است از ضامنى که چه چیز او را دانا گردانیده [و تعجب است از دانایى که چه چیز او را با ستایش نموده خ. ل.- و تعجب است از دانایى که چه چیز او را با رابطه کرده است و تعجب است از با رابطه‏اى که چه چیز او را کافى کرده است و تعجب است از کافى‏اى که چه چیز او را حساب‏کننده قرار داده و تعجب است از حساب‏کننده‏اى که چه چیز او را تام و کامل کرده و تعجب است از تام و کاملى که چه چیزى او را قدیمى گردانیده‏] و او را تسبیح می کنم تسبیح کردنى اوست خداى بزرگ و متلبّسم به سپاس او و همه حمد از براى خداست و معبودى مگر خدا نیست و خدا بزرگتر است از آنکه بوصف درآید و از براى خداست حمد و نیست حرکتى و نه توانائى مگر بخداى بلند مرتبه بزرگ دفع‏کننده هر بلائى. و اوست کافى مرا و نیکو معتمد است او.

[ سه‌شنبه ٢ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ ] [ روزبه ] [ نظرات () ]

[ سه‌شنبه ٢ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ ] [ روزبه ] [ نظرات () ]

اسم الله الذى اذا دعى به احد استجاب له فى الحال
للدعاء شروط ولا یکفی اذا قرأت الاسم أو دعیت به أن تحصل على الاجابة مباشرة ، لأن الحاجات لها أوقات ، ویرجع الأمر إلى الله فی تحدید وقت الاستجابة ، فالمرجع إلیه حین أراد أعطى وإن أراد حجب .
ولکن عموماً حینما یصعد المسلمون إلى جبل عرفات ، ویرفعون أکفهم للدعاء إلى الله ، وفی أی مکان کان فی المساجد ، وأماکن العبادة فماذا یقولون ؟ .
یقولون طبعاً .. اللهم . وهذا الاسم اذا دعیت به استجاب ، لأنه مالک الملک ، وعدده 111 ، وهو قطب الاسماء .
فبعض الناس یقولون أننی قرأت ورد الصلاة على النبی وقد تیسرت أموری والحمد لله وانشرح صدری ، فالإجابة راجعة إلى الاسم فکیف إذا أضیف إلى اسم الله ، الحبیب المصطفى صلى الله علیه وسلم .
فنرجو من القراء الأعزاء أن لا یکون هذا الاسم عبارة عن نطق فقط ، ویجب المداومة علیه کورد ، بصیغة اللهم مالک الملک ، ولیجتهد فیه الانسان ، لأنه قد بنی علیه أکثر دعوات المسلمین

[ یکشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ ] [ روزبه ] [ نظرات () ]

یکی از ادعیه بسیار معروف است که از آن به عنوان عظیمترین دعا یاد برده شده است و خداوند هر حاجت و نیاز را بعد از خواندن این دعا رفع می کند و نیز روایت شده است که هرکس این دعارا برمقبره ای بخواند خداوند عذاب را تا روز قیامت از آن مقبره رفع خواهد کرد.

 

[ جمعه ۱۸ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ ] [ روزبه ] [ نظرات () ]

در روایت آمده است که هر کس آیه شریفه«سلام قولاً من رب رحیم» را در شب بخواند,خداوند همه غم ها و ناراحتی ها را از او دور می سازد و هر درخواستی از خداوند داشته باشد به او عطا می کندکشف الاسرار,ج ٨,ص ٢۵٢. .

بعضی از بزرگان مقطعه آیه مبارکه «سلام قولاًمن رب رحیم» را بعد از حذف مکرر حروف,اسم اعظم دانسته اند و در خواندن آن آثار گفته اند و می گویند صورت آن بعد از ترکیب«قرس یلمن ابوح» می باشد. گوهر شب چراغ, ج ١,ص ١٣٢.

[ پنجشنبه ۳ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٧:٤۸ ‎ق.ظ ] [ روزبه ] [ نظرات () ]

 عن ابی هدیل رضی لله قال کان عیسى ابن مریم(ع) ادا اراد ان یحیی الموتى یصلی رکعتین فادا فرغ سجد ودعا بهده الاسماء وهی

(یاقدیم یادائم یااحد یاواحد یا صمد)

وقال مقاتل بن سلمان رضی الله عنه کنت اطلب الاسماء التی کان عیسى (ع) یحیی بها الموتىمدة اربعین سنة حتى وجدتها عند رجل من اهل العلم وقال من دعى بها فی صلاة الصبح مئة مرة وطلب ای حاجة قضیت

ولهلاک الظالم تصلی الصبح وتقول وانت جالسقبل ان تکلم احد

بسم الله الرحمن الرحیم ولاحول ولا قوة الا بالله العلی العظیم یا قدیم یادائم یا فرد یا وتر یااحد یاصمد یا حی یا قیوم یا کریم یا رحیم یا سند من لاسند له یا من الیه المستند یامن لم یاد ولم یولد ولم یکن له کفؤا احد یا دا الجلال والاکرام

مئة مرة وسال الله تعالى ای حاجة کانت قضیت فی الوقت خصوصا على ظالم .

[ دوشنبه ٢ آبان ۱۳٩٠ ] [ ٦:٢٩ ‎ب.ظ ] [ روزبه ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

Greatest Name, The al-Ism al-A`zam
نويسندگان
امکانات وب